تبلیغات

احســـاس صورتــــــی


اگر تو باز نگردی
قناریان قفس ، قاریان غمگین را
که آّب خواهد داد
که دانه خواهد داد؟

اگر تو باز نگردی
بهار رفته در این دشت برنمیگردد
به روی شاخه گل غنچه ای نمی خندد
و آن درخت خزان دیده تور سبزش را به سر نمی بندد

اگر تو باز نگردی
کبوتران محبت را
شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد
شکوفه های درختان باغ حیران را
تگرگ خواهد زد

اگر تو باز نگردی
به طفل ساده خواهر که نام خوب تو را
ز نام مادر خود بیشتر صدا زده است
چگونه با چه زبانی به او توانم گفت
که بر نمی گردی
و او که روی تو هرگز ندیده در عمرش
دگر برای همیشه تو را نخواهد دید
و نام خوب تو در ذهن کودک معصوم
تصوری ست همیشه
همیشه بی تصویر
همیشه بی تعبیر

اگر تو باز نگردی
نهالهای جوان اسیر گلدان را
کدام دست نوازشگر آب خواهد داد
چه کس به جای تو آن پرده های توری را
به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد

اگر تو باز نگردی
امید آمدنت را به گور خواهم برد
و کس نمی داند
که در فراق تو دیگر
چگونه خواهم زیست
چگونه خواهم مرد


"حمید مصدق - از جدایی ها- دفتر نخست"



دوشنبه 27 شهریور 1391 | نظرات ()

طراح قالب
Weblog Skin


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر